هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
691
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
از قراسو كه عبور نمايند ، شكار « كبك چيل » و « گوزل » و « ارغالى » و « بز » و « تكه كوهى » است كه در تلال « 1 » و جبال آنها مثل ريگ ريخته [ است ] . سختى در آن كوهها ابدا نيست و مثل شكارگاه دوشانتپه و آسانتر از آن است ، ليكن شكارش فراوان و زياده از حد [ است ] ، كه بدون زحمت و مرارت و خواباندن و قوروق « 2 » نمودن به دست خواهد آمد . « 3 » چشم [ ه ] هاى آب در آن كوهها هست ، ليكن علف و هوا و صفاش مثل كوه سبلان نيست . شكار « آهو » هم در جولگاى اين كوهها ، كه در معنى جولگاى ارشق « 4 » است ، پيداست . حالا كه فصل تابستان است ، اكثر اوقات صاحبمنصبان و سربازان با وقوف شكارچى فوج اردبيل و مشكين ، از عادتى كه دارند ، به اجازهء چاكر جاننثار آذوقهء 4 شبه برداشته ، به طرف ارقيهسى مىروند و شكار « ارغالى » زده و خورده و به چاكر هم مىآورند . مرتضى قلى بيك نام ، كه از عمال معتبر مشكين و در سن 80 ، 90 سالگى و پدر شيرين بيك ، ياور فوج اردبيل [ و ] مشكين است ، بسيار شكارچى است ، كه اكثر اوقات به شكار ارقيهسى مىرود و شكار زده ، به چاكر هم مىفرستد . اكثر صاحبمنصبان و سربازان اين فوج و اهالى مشكين ، از بزرگ و كوچك شكارچى هستند و كمال بلديت را در هرحال دارند ، به حدى كه اگر نابلدى
--> ( 1 ) . تپهها ، جمع تل . ( 2 ) . قرق ( qoroq ) واژهاى تركى مغولى كه به شكل غروق ، قوروق ، قروق و قراغ هم نوشته مىشود . به محلى كه اختصاص به شخص يا اشخاص معين دارد و ديگران از ورود به آنجا ممنوع هستند . شكارگاه مخصوص شاه يا امير ، سبزهوار مخصوص چهارپايان شاهان و امرا . ( فرهنگ فارسى معين ، 2 / 1822 ) . ( 3 ) . « شيرين بيك ياور ، امروزها به شكار 2 شبه رفته ، 2 عدد « ارغالى » بسيار بزرگ زده ، به چاكر فرستاده بود و تعريف مىكرد كه از قراسو به آن طرف ، « ارغالى » و « بز » و « تكه » مثل گلهء گوسفند در درههاى و صحرا ريخته بود . مىگفت كه آنقدرها بود كه به حد و تقرير نمىآيد . هوا و علف و آب چشمههاى آنجا را زياد تعريف كرد . » ( حاشيه مؤلف ) ( 4 ) . ارشق ( Arshaq ) كه امروزه نام يكى از بخشهاى شهرستان مشكينشهر است و روستايى تاريخى به شمار مىآيد كه در سالهاى اخير ارجق ( Arjaq ) ناميده شده و در 25 كيلومترى مركز شهرستان و سر راه اردبيل به مشكينشهر قرار گرفته است . قلعه ارشق ، بنايى است مربوط به دوره سلجوقى تا ايلخانى ، كه به شماره 8893 در تاريخ 10 خرداد 1382 ه . ش . در فهرست آثار ملى ايران ثبت شده است .